فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
17
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
نايب السلطنه در آغاز ماه آوريل 1615 ( 11 ربيع الاول 1024 ه ق ) به گوآ بازگشت و اخبار سقوط دژ گومبرون را آورد - از جمله آنكه بيشتر پرتغاليهائى كه براى اصلاح ذات البين رفته بودند به دست ايرانيها كشته شده بودند . در اين موقع چون بادهاى موسمى پايان يافته و سرما آغاز شده بود ، حركت به هرمز مقدور نبود ، سفير نايب السلطنه را در فشار گذاشت كه به محض سرآمدن زمستان - كه سختى سرماى آن مصادف با بهترين هواى تابستانى و بهارى ما است - به وى اجازهء سفر داده شود و تأكيد كرد كه به هر قيمت شده بايد اين مأموريت را انجام دهد . و بخصوص خاطرنشان كرد كه هرگونه ناكامى كه براى او در اين سفر دست دهد جانكاهتر از مصيبت عاطل ماندن يك ناوگان جنگى قدرتمند در هندوستان نيست . اما همهء كوششهاى وى در اينباره بىفايده ماند . همانطور كه اصرار دائمى او نيز - چه زبانى و چه از طريق نامه - براى آنكه كشتيى براى حركت بسوى ايران در اختيارش گذاشته شود سودى نداد . بدين ترتيب ، سفير ناگزير شد از 16 نوامبر 1614 ( 23 شوال 1023 ه ق ) تا 21 مارس 1617 ( 23 ربيع الاول 1026 ه ق ) ، يعنى نزديك دو سال و نيم در گوآ بماند . در اين مدت وى از دادن اخبارى به شاه اسپانيا خوددارى نكرد . خبرها را بيشتر بوسيلهء كشتيهائى كه بين گوآ و پرتغال آمدورفت مىكنند مىفرستاد و گاه نيز چاپارهاى سريع السير از طريق خشكى روانه مىداشت . با آنكه بموجب رأى هيأت مشورتى پرتغال و هيأت وزيران هند ، شوراى دولتى سفير را احضار كرد تا در باب پول و ديگر وسائل ضرورى براى مأموريتش با وى مذاكره كند و خود سفير نيز بارها به پادشاه اعلام كرده بود كه فرامين وى را به موقع اجرا نمىگذارند ، هيأت وزيران هند دربارهء پرداخت مخارج جارى يا تأمين مخارج آيندهء وى غمى به خود راه نمىداد . همانطور كه در اسپانيا نيز به گزارشهاى وى دربارهء بىنظميهائى كه موجبات ركود امور مربوط به شاه را در هند فراهم مىآورد توجهى نمىشد .